شب پنجم (یادگار حسن ...)
عمو رسیدم و دیدم؛ چقدر بلوا بود!
سر تصاحبِ عمامه ی تو دعوا بود
به سختی از وسط نیزه ها گذر كردم
هزار مرتبه شكر خدا كمی جا بود!
ثواب نَحر گلویت* تعارفی شده بود
سرِ زبان همه جمله ی - بفرما- بود
عمو چقدر لبِ خشكتان ترك دارد!
چه خوب می شد اگر مشك آب سقا بود
زنی خمیده عمو رد شد از لبِ گودال
نگاه كن؛ نكند مادر تو زهرا بود
برای كشتن تان تیغ و نیزه كم آمد
به دست لشگریان سنگ و چوب حتی بود!
تمام هوش و حواس سپاه كوفه و شام
به فكر جایزه ی بردنِ سر ما بود
بلند شو؛ كه همه سوی خیمه ها رفتند
من آمدم سوی گودال، عمه تنها بود
(وحید قاسمی)
***********************
* میخوای بدونی نَحر کردن یعنی چی؟!؟!؟
نمیخوام برات مقتل بخونم
فقط یه معنی عامیانه از این کلمه رو براتون میگم
نَحر از نظر لغت ، گودی زیر گردن بالای سینه را میگویند
و چون طریق کشتن شتر آن است که کارد را بعد از رو به قبله کردن شتر و گفتن نام خدا
در این گودی فرو برند تا بر اثر آن کشته شود
اجرک الله یا بقیة الله
گفتم نام خدا رو میبرن ، آری ، درست شنیدی
توی کربلا هر کسی که هر ضربه ای میزد با نیت قربت میزد
حالا بماند که ذبیح بالقفا یعنی چه؟!؟
تو رو خدا ازم نخواید که این چیزا رو ننویسم
این مطالب اگه توی محرم گفته نشه کجا پس باید بگیم!؟!؟!
اگه عمری باقی بمونه عصر عاشورا جمله ی حضرت زینب رو در مورد
ذبیح بالقفا براتون میگم
قلبم داره سنگینی میکنه
کی میدونه ، شاید امسال برا ارباب بمیرم
کی میدونه ، شایدم تشنه و بی آب بمیرم
**********************************************
می رسد از گوشهٔ مقتل صدای مادرش
ای زنا زاده بیا و دست بردار از سرش
گیسوان مادر ما را پریشان می کنی
بی حیا با خنجرت بازی مکن با حنجرش
تو نمی بینی مگر غرق مناجات است او
پای خود بردار از روی لبان اطهرش
دل مسوزان بی حیا عمه تماشا می کند
با نوک نیزه مکن پهلو به پهلو پیکرش
دست من از پوست آویزان به زیر تیغ تو
تا سپر باشد برای ناله های آخرش
نیزه بازی با تن بی سر ز من آغاز کن
طعمه نیزه مگردانید جسم اصغرش
از ضریح سینه اش برخیز ای چکمه به پا
پای خود مگذار روی بوسه پیغمبرش
دیر اگر برخیزی از جای خودت یابن الدعی
عمه نفرین کرده دست خود برد بر معجرش
(قاسم نعمتی)
تا نفس در سینه روز و شب بُود