‏مشک بر دوش به دریا آمد

همه کفتند که موسی آمد

‏نفس آخر ماهی­ها بود

ناگهان بوی مسیحا آمد

‏از سر و روی فرات، آهسته

موج می ریخت که سقا آمد

‏او قسم خورده که سقا باشد

آن زمانی که به دنیا آمد

‏دست بر زیر سر آب نبرد

علقمه بود که بالا آمد

‏از کمین گذر نخلستان

با خبر بودکه تنها آمد

‏کاش آن تیر نمی آمد، حیف

از بد حادثه اما آمد

‏انکسار از همه جا می بارید

از حرم شاه حرم تا آمد

‏داشت آماده هجرت می شد

که در این فاصله زهرا آمد

از دل علقمه زیبا می رفت

‏مثل آن لحظه که زیبا آمد

(علی اکبر لطیفیان)

*******************************************

سایه بان خیام را بردند

عزت و احترام را بردند

در نماز شکسته ساقی

اعتبار قیام را بردند

نیزه ها و عمود و تیر عدو

نور ماه تمام را بردند

هلهله می­کند سپاه یزید

آبروی امام را بردند

کمر آسمان شکست عباس

رزق بازار شام را بردند

میکده بعد ازاین سیه پوش است

ساقی با مرام را بردند

 

*******************************************

رسیدیم به شب نهم ...

شب ساقی بی دست کربلا ...

توی این شبها مخصوصا شب تاسوعا و عاشورا منتظر روضه نباش

توی این شبها باید بدون روضه خون و مداح گریه کنی

با خوندن این مطالب اگه اشکت جاری شد واسه همه دعا کن ...

تا حالا شده از روی بلندی به زمین بیوفتی؟!؟!؟

اولین کاری که به هنگام زمین خوردن میکنی چیه؟!؟

اره درست گفتی ...

اولین کاری که میکنی اینه که دستاتو حائل میکنی به روی زمین

که تکیه گاهت بشه و با صورت به روی زمین نخوری ...

چرا چشات بارونی شد ؟!؟!

من که هنوز چیزی نگفتم ولی درست حدس زدی ...

بمیرم برات علمدار ...

سقای حسین وقتی دو دستش از بدنش جدا شد ...

مشک رو به دندان گرفت ...

وقتی اون ملعون با عمود آهن بر فرق حضرت زد

پهلوون کربلا دیگه طاقت نشستن روی اسب رو نداشت ...

از اسب به روی زمین افتاد ...

حالا فکر کنید فردی که دست توی بدنش نیست

چه جوری روی زمین میوفته ...

یا حسیـــــــــــــــن ....

*******************************************

چون اختران عشق به هر سو به نیزه شد

دانی چگونـــه آن ســـر مه رو به نیزه شد

از بس شکاف زخــــم عمودش عمیق بود

تنها سری بود که ز پهلـــــــــو به نیزه شد