حضرت موعود ...

آسمان خشک شد و نیست خبر، یعنی چه؟
شعر می بارد و اکسیر هنر یعنی چه؟
رنگ این قافیه از غم شد و وزنش ماتم
هی ردیفم شده: او رفته سفر...، یعنی چه؟
روضه خوان گفت تو را کرب و بلا خواهم برد
هر که دارد هوس خون جگر یعنی چه؟
روضه خوان گفت زنی پشت دری... اما بعد...
تو بیا ترجمه کن سینه و در یعنی چه؟
گفت مردی شده غربت زده و محرم چاه
پس «علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» یعنی چه؟
گفت یک کودک لب تشنه به دنبال سراب
بر کف دست پدر... تیر سه سر یعنی چه؟
آه ای حضرت موعود بیا ثابت کن
"ارثِ این مادرِ خم گشته کمر" یعنی چه؟
(یحیی نژاد)

یا این دل شکسته ی ما را صبور کن
یا لااقل به خاطر زینب ظهور کن
دیگر بتاب از افق مکه ماه من
این جاده های شب زده را غرق نور کن
با ذوالفقار حضرت مولا بیا و بعد
دل های شیعه را پُرِ حسِ غرور کن
امشب بیا تو روضه بخوان از برای ما
امشب بساط گریه ما را تو جور کن
یا چند صفحه مقتل کرب و بلا بخوان
یا خاطرات عمه ی خود را مرور کن
هم از وفای ساقی لب تشنگان بگو
هم یادی از مصیبت سرخ تنور کن
با کوله بار غربت و اندوه خود بیا
از کوچه های سینه زنی مان عبور کن
(یوسف رحیمی)

تا نفس در سینه روز و شب بُود