پنجاه و هشت روز فقط صبر کرده ام

تا بهترین می علوی گردد این عنب

پنجاه و هشت روز به نخل وجود خود

آب از سرشک دادم و بر داد یک رطب

پنجاه و هشت روز فقط گفته ام حسین

تا  امشب از دلم حسن آید به روی لب

پنجاه و هشت روز به یا زینبم  گذشت

یک شب به یا حسن شده مثل هزار شب

پنجاه و هشت روز دلم صحن کربلا

امشب میان خاک بقیعم به تاب و تب

پنجاه و هشت روز بلای حسین و دل

حبّ حسن بلا و دلم غرق مستحب

صلح حسن قیامت صد کربلا کند

زهرا برای گریه کنانش دعا کند